![]() |
![]() |
|
| well com |
|
سلام
خوبید؟ به این وبلاگ خوش آمدید امیدوارم همیشه شاد زندگی کنید راستی تا حالا عاشق شدی....اگه بگی نه دروغ گفتی ببین کاری ندارم ولی اگه عاشق شدی تا تهش برو عاشق شدی نترس خدا نگهدار عزیزان با تشکر مدیر وبلاگ
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 13:59 توسط سهیل |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 13:53 توسط سهیل |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 13:5 توسط سهیل |
|
|
اهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟ شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 12:44 توسط سهیل |
|
دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 12:28 توسط سهیل |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 19:39 توسط سهیل |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 19:29 توسط سهیل |
|
|
التماس قاصدک
در موسم تأثیرنگاه- آینه های عشق را برجام وجود بلور
قاصدک حک کردیم
وقت سحرازمکتب او درس گرفتیم
درخاطرمهتاب نوشتیم زرویش
درفجرسپیده پریدیم به سویش
ما برتن رعنای سپیدار حرفی ز وداع برنگرفتیم
غافل که لباس مخملش را حرمت نگرفتیم
افسارتوسن عقل وخرد را درشط دلدادگی باز رها ساخته ایم
اما دریغ ! آخرکجا این عشق وعقل باهم عجین گردیده اند
قاصدک درحسرت عشق، زیر لگام اسب عقل
آغاز کرد او سمفونی مرگ را
دوست دارم !!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 19:27 توسط سهیل |
|
نگاهت را نگیر از من که با آن عالمی دارم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 19:24 توسط سهیل |
|
|
● قلب من در شهر چشمان شما جا مانده است قدر یک شب هم شده از او پرستاری کنید ![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 19:23 توسط سهیل |
|
|
● دلم برات تنگه ... توی این روزهای خاکستری و ابری ... وقتی که نسیم به صورتم میخوره ... دستهام , دستهای تورو میخوان ... تا منو از میون این روزگارشلوغ رد کنی ... محو بشم ... نیست بشم... از میون آدمهایی که منزلت عشق رو نچشیدن ... یا چشیدن و قدرشو نمیدونن... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 19:23 توسط سهیل |
|
|
دنيا رو با تو می خواهم...
زندگی رو با تو می خواهم... چون تو را می خواهم. تو را می خواهم که خواستنی ترينی عاشقانه و با تمام وجودم دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 19:22 توسط سهیل |
|
وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد تا وقتی که در وا می شه لحظه ی دیدن می رسه هر چی که جادست رو زمین به سینه ی من می رسه ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم ؟ گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم ؟ دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه ؟ مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه؟ ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم عزیز ترین سوغاتیه غبار پیراهن تو عمر دوباره ی منه دیدن و بوییدن تو نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس می خوام عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس می خوام
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 19:22 توسط سهیل |
|
من تو را همچون پرستوئي به قشلاق قلبم فرا مي خوانم تا چکامهايت قلبم را با نوسان آرام هستي آرامش دهد راستي اي عزيز اگر عطر مهر و تسبيح به هم آميزد تا کجاي عشق خواهي رفت . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 19:21 توسط سهیل |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 19:21 توسط سهیل |
|
عشق انسانی همچنانكه گفتيم حيات است و زندگی ، اطاعت آور است و پيروساز و اين عشق است كه عاشق را هم شکل با معشوق قرار میدهد و وی میكوشد تا جلوهای از معشوق باشد و كپيهای از روشهای او، همچنانكه خواجه نصيرالدين طوسی در شرح اشارات بوعلی میگويد : " عشق نفسانی آنست كه مبدأش همرنگی ذاتی عاشق و معشوق است ، بيشتر اهتمام عاشق به روشهای معشوق و آثاری است كه از نفس وی صادر میگردد.
محبت به سوی مشابهت و مشاكلت میراند و قدرت آن سبب میشود كه محب
اساسی دارد . لهذا اسلام در موضوع دوستيابی و اتخاذ صديق بسيار اهتمام ورزيده و در اين زمينه آيات و رواياتی بسيار وارد شده است ، زيرا دوستی همرنگ ساز است و زيباساز و غفلت آور ، آنجا كه پرتوافكند عيب را هنر میبيند و خار را گل و ياسمن.
1(دوست داشتن از عشق بهتر است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 19:20 توسط سهیل |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 19:19 توسط سهیل |
|
|
من / عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 19:16 توسط سهیل |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 19:7 توسط سهیل |
|
|
آغوش تو اي مادر من بستر نازست
لالايي شبهات مرا گلشن سازست
رخسار و وجود تو مرا پيکر مهرست
هم قبله و هم کعبه و هم عشق و نيازست
دربار سخا بوده مرا لطف تو مادر
الوان نگاه تو مرا جنت بازست
در عالم گلها چه بوها که شنيدم
از مهر مرا عطر توام مشک فرازست
هرچند که ديدم به جهان رنج فراوان
درد تو مرا سخت ترين سوز وگدازست
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 19:0 توسط سهیل |
|
|
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیازست
چگونه ببوسمت وقتیکه عشقت در وجودم جاری می شود
بگذار نامت را تکرارکنم نامت زیبا و دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
هوای دلم را با طراوت کرده ای
زمانیکه با توام به آسمان بیکران پرواز می کنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمی دانم... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 18:59 توسط سهیل |
|
|
خب امیدوارم از این وبلاگ خوشتون اومده باشه عزیزان
راستی برای آشنایی بیشتر میتونید به این میل سری بزنید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 18:50 توسط سهیل |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 18:39 توسط سهیل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1384 |
|
RSS
|